قواعد فقهی مدنی


1-قاعده ائتمان
متن : « الامين لا يضمن » يا « ليس علي الامين الااليمين »
يعني: امين ضامن نيست . يا بر امين چيزي جز سوگند لازم نيست .
( القواعد الفقهيه ، ج 2، ص 4 تا 16- ماده 614 و613 قانون مدني )

2-قاعده اتلاف
متن: « من اتلف مال الغير فهوله ضامن »
يعني : هر کس مال ديگري را تلف کند ضامن آن خواهد بود.
( القواعد الفقهيه ،ج2، صص 17 تا 39- ماده 238قانون مدني)

3-قاعده احترام مال مسلمان
متن: « حرمه مال المومن کحرمه دمه » ( حد يث نبوي )
يعني : مال مومن همانند خون وي محترم است .(اصل 46و47 قانون اساسي )

4- قاعده احسان
متن: « ما علي المحسنين من سبيل » .( سوره توبه/91)
يعني بر نيکوکاران ايرادي نيست .
(دکتر ابوالحسن محمدي ، قواعد فقه ، ص41 – ماده 306 قانون مدني – ماده 55 مجازات اسلامي )

5-قاعده ارشاد
متن : « اعلام الجاهل علي العالم واجب
یعنی : راهنمایی نادان بر دانا واجب است.

6- قاعده اقدام
متن : « الاقدام مسقط الضمان »
يعني : اقدام انسان در جهت ضرر خود ، مسقط ضمان است .
( دکتر محمدي، قواعد فقه ، ص235- 1215قانون مدني )

7- قاعده اقرار عقلا
متن : « اقرار العقلا علي انفسهم جائز »
يعني : اقرار انسان عاقل به ضرر خود نافذ است .
(تحريرالجمله ، ج1،ص99 ، ش 64 – ماده 1275 قانون مدني – ماده 202 آيين دادرسي مدني مصوب 1379 )

8- قاعده
متن : « الاقرب يمنع الا بعد »
یعنی : آن کس که نسباً به میت نزدیک تر است، ارث بردن دورتر از خود را مانع می شود.
( ترمینولوژی حقوق، ص427، ش 3403- ماده 863 قانون مدنی)

 

9- قاعده الزام
متن: « الزموهم بما الزموا انفسهم
يعني : به هر آنچه که غير خودتان ( پيروان مذاهب اسلامي) ملتزم هستند ، شما نيز آنان را ملزم کنيد .
(آيه الله خویي ، توضيح المسائل، بحث قاعده الزام)

10- قاعده « البينه علي المدعي و اليمين علي من انکر »
يعني : آوردن شاهد بر عهده مدعي و سوگند خوردن بر عهده خوانده است .
( القواعد و الفوائد ، ج1، قاعده 154 ، ص 417- ماده 1257 و 1325 قانون مدني – ماده 197 و 272 قانون آيين دادرسي مدني )

11- قاعده « تصد يق الامين فيما ائتمن عليه »
يعني : صاحب مال بايد قول اميني را که مال را نزد او امانت گذارده بپذ يرد .

12- قاعده تعیین
اگر امر داير بين تعيين و تخيير در انجام وظيفه اي شد، اصل بر تعیین است و نیز اگر امر دایر بین حقیقت و مجاز شد، اصل بر حقیقت است.

13- قاعده التلف فی زمن الخيار من مال من لا خيار له .
يعني : تلف شدن مال در زمان خيار ، از کيسه آن که حق خيار ندارد محسوب مي شود .
( القواعد الفقهيه ، ج2 صص 62 تا 84 – ماده 387 قانون مدني )

14- قاعده تلف قبل از قبض
متن : « کل مبیع تلف قبل قبضه فهو من مال بایعه»
یعنی : هر مبیعی که قبل از قبض مشتری تلف شود از کیسه فروشنده محسوب خواهد شد.
(القواعد الفقهیه، چ 2 ، ص 42 تا 84 - ماده 387 قانون مدنی)

15- قاعده حل
متن : کل شي کان مشتبها بين الحلال و الحرام بحمل علي الحلال
يعني : اگر چيزي مشکوک بين حلال و حرام بود آن را جزء حلال ها محسوب مي کنيم .

16- قاعده الدين مقدم علي الارث .
يعني اداي دين ، مقدم بر ارث بردن است .( ماده 868 قانون مدني ) .
( القواعد الفقهيه ، ج 1 ، ص 240 – ماده 740 قانون مدني )

17-قاعده الزعيم غارم .( حديث نبوي)
يعني : کفيل بايد از عهده مورد کفالت بر آيد .
( القواعد الفقهيه ، ج 1 ص 240 – ماده 740 قانون مدني )

18 قاعده تسليط
متن : « الناس مسلطون علي اموالهم و انفسهم .» ( حديث نبوي )
يعني : مردم بر جان و مال خويش ، سلطه و اختيار دارند .
( ترمينو لوژي حقوقي ، ص 258 ، ش 2083 – اصل 46 و 47 قانون اساسي )

19- قاعده سوق
يعني: آنچه در بازار و جامعه مسلمانان عرضه مي شود پاک و حلال است مگر خلافش ثابت شود .

20- قاعده اصل صحت
متن : « حمل فعل المسلم علي الصحه
يعني : اعمال شخص مسلمان ،محمول بر صحت و درستي مي باشد .
( القواعد الفقهيه ، ج 1، ص239)

21 – قاعده عدل و انصاف
يعني : اگر در تعلق مالي به يکي از دو نفر مردد باشيم بين آن دو بالمنصفاته تقسيم مي شود .

22- قاعده عدم سماع الا انکار بعد الا قرار .
یعنی: انکار پس از اقرار، مسموع نیست.
( ماده 1277 قانون مدني )

23- قاعده تبعيت عقد از قصد
متن : « العقود تابعه للقصود
يعني : عقدها تابع قصدهاي متعاقدين است .
( القواعد الفقهيه ، ج 4 ، ص 212 – ماده 191 و 194 قانون مدني )

24- قاعده علي اليد
متن : « علي اليد ما اخذت حتي توديه
يعني : بر صاحب يد است تا آنچه را که گرفته به ذي حقش تحويل دهد .
( القواعد الفقهيه ، ج 4، ص21 – ماده 308 قانون مدني )

25 – قاعده غرور
متن: « المغرور يرجع علي من غره
يعني : فريب خورده به کسي که فريبش داده مراجعه مي کند ( تا خسارت بگيرد)
( القواعد الفقهيه ، ج 1، ص225 )

26- قاعده فراش
متن : «الولد للفراش و للعاهر الحجر .»( حديث نبوي )
يعني : فرزند به صاحب فراش ملحق است وزاني بايد سنگسار شود .
( القواعد الفقهيه ، ج 4 ص25 – التهذيب ، ج 8ص 168 – ماده 1158 قانون مدني )

27 – قاعده قرعه
متن : « لکل امر مشکل قرعه
يعني : در هر امرغير قابل حل بايد به قرعه متوسل شود .
( ناصر مکارم شيرازي ، القواعد فقهيه ، ج 2 ، ص 155 )

28 – قاعده کل رهن فانه غير مضمون .
يعني : در عقد رهن نبايد شرط ضمان قرارداد .
( ماده 789 قانون مدني )

29- قاعده لا يضمن
متن : « کل عقد لا يضمن بصحيحه لا يضمن بفاسده »
يعني: هر عقدي که صحيحش ضمان آور نباشد فاسدش هم ضمان آور نيست .

30- قاعده کل عقد يضمن بصحيحه يضمن بفاسده .
يعني : هر عقدي که صحيحش ضمان آور باشد فاسدش هم ضمان آور است .
( سبکي ، الا شباه و الانضائر ، ج2، ص 45 )

31- قاعده کلما کان له منفعه محلله مقصوده تصح اجارته .
يعني : هر چيزي که داراي منافع حلال مورد نظر باشد اجاره دادنش درست است .
( ماده 467و 466 قانون مدني )

32- قاعده لا ضرر
متن : « لا ضرر و لا ضرار في الا سلام »
يعني : حکم ضرري در اسلام وضع نشده است .
( القواعد الفقهيه ،ج 6، صص9، 12، 78- اصل 40و بند 5 اصل 43 قانون اساسي )

33- قاعده لا ضمان علي المستعير .
يعني : عاريه گيرنده ضامن نيست .
( القواعد الفقهيه ، ج 7 ص 5- ماده 640 قانون مدني )

34- قاعده الممنوع شرعا کالممتنع عقلا .
يعني : چيزي که شرعاً ممنوع است گويا عقلا هم ممکن نيست .
( تحرير الجمله ، ص 43 )

35- قاعده لا مسا محه في التحد يدات .
يعني چيزهايي که شرعاً اندازه خاصي دارند ( آب کر ، مقدار سفر ، بلوغ و ...) قابل مسامحه از جهت کم وزياد شدن نيستند .

36- قاعده لا ميراث للقاتل .
يعني : قاتل از ارث مورث ، محروم است .
( ماده 880 قانون مدني )

37- قاعده اصل لزوم
متن : « الاصل في العقود لزوم
يعني : اصل در عقدها لزوم آنها است ( مگر خلافش ثابت شود )
( القواعد الفقهيه ، ج 4 ، ص 163 – ماده 219 قانون مدني )

38- قاعده من احيي ارضا فهي له .
يعني: هر کس که زميني را احيا کند از آن اوست .
( مواد 140، 141،143 قانون مدني )

39- من استخرج ماء فهي له .
يعني : هر کس آبي را استخراج کند از آن اوست .
( ماده 150 قانون مدنی)

40- قاعده من حاز ملک
يعني :هر کس که حيازت ملکي را نمايد مالک آن خواهد شد .
( ماده 142و 143 قانون مدني )

 

41- قاعده من ملک .
متن : « من ملک شيئاً ملک الا قراربه
يعني : هر که مالک چيزي شد مي تواند به آن نيز اقرار نمايد .
( القواعد الفقهيه ، ج 1 ص 78 )

42- قاعده من له الغنم فعليه العزم .
يعني : آن که منافع را مي برد ، زيان را هم بايد تحمل کند .
( التحرير الجمله ، ص 56 )

43- قاعده نفي سبيل
متن :« و لن يجعل الله للکافرين علي المومنين سبيلا»( نساء /141)
يعني: خداوند هرگز کافران را بر مومنان تسلطي نداده است
(القواعد الفقهيه ، ج 1 ، ص 157 – اصول 81، 82، 153، بند 5 اصل 3 وبند 8 اصل 43 قانون اساسي )

44- قاعده نفي عسر و حرج
متن : « و ما جعل عليکم في الدين من حرج »( حج / 78)
ترجمه : و خداوند در دين کار سنگين و سختي بر شما قرار نداد .
يعني : هيچ حکمي نبايد موجب عسر و حرج مکلف شود.
( دانشنامه حقوقي ، ج 3 ، ص 144 به بعد – ماده 1130 قانون مدني )

45- قاعده وجوب اعلام الجاهل فيما يعطي .
يعني : اگر کسي چيزي را که خطرناک است به ديگري که جاهل بر آن است بدهد ، بايد او را از آن خطر آگاه کند و گرنه ضامن است .

46- و جوب التخليه بين المال و ملکه
يعني : بايع بايد موانع تملک و سلطه مشتري بر مبيع را بر طرف کند .
( ماده 362 قانون مدني )

47- قاعده وجوب دفع الضرر المحتمل
يعني : دفع ضرر احتمالي واجب است (و نيز دفع افسد به فاسد جايز است )

48- قاعده الوقف حسب ما يو قفها اهلها .
يعني : وقف ها بر اساس آنچه واقفين معين کرده اند عمل مي شود .
( مستدرک الوسائل ، ج 2 ، ص 511- ماده 61 قانون مدني )

49- قاعده يحرم من الرضاع ما يحرم من النسب .
يعني : هر آنچه که بر اثر خويشاوندي نسبي حرام است ، تر اثر خويشاوندي رضاعي هم حرام خواهد بود .
( وسائل الشعبه ، ج 14، ص 280،- ماده 1046 قانون مدني )

50- قاعده الزرع للزارع و لو کان غاصبا .
يعني : زراعت و کشت از آن زارع است ولو در زمين غصبي باشد .
( ماده 33 قانون مدني )

51- قاعده لا مهرلبغيه .
يعني : زن زانيه ، مهريه ندارد
( قياس اولويت و مفهوم مخالف ماده 1099 قانون مدني )

52- قاعده الغاصب يوخذ باشق الاحوال .
يعني : با غاصب به شديدترين احکام رفتار مي شود .
( جواهر الکلام ، کتاب غصب ، ص 10)

53- قاعده لا ينسب للساکت قول .
يعني به شخص سکوت کننده چيزي منسوب نمي شود .
( سیوطي ، الاشباه والنظاير ، صص142 و 143- ماده249 قانون مدني )

54- قاعده الحاکم ولي الممتنع .
يعني دادرس بر شخص امتناع کننده از انجام تکاليف ، ولايت دارد .
( ماده 237 و 833 قانون مدني )

55- قاعده الحاکم ولي من لا ولي له .
يعني : دادرس بر کسي که فاقد ولي است ولايت دارد .
( ماده 1218 قانون مدني – ماده 266 قانون مجازات اسلامي )

56- قاعده الحاکم وارث من لا وارث له .
يعني : حاکم وارث شخص بدون وارث است .
( ماده 866 قانون مدني )

57- قاعده الغائب علي حجه .
يعني: شخص غائب در دادرسي حق اقامه دليل دارد .
( القواعد الفقهيه ، ج 3 ، ص 86- ماده 305به بعد قانون آيين دادرسي مدني مصوب 1376 )

58- قاعده البيعان بالخيار ما لم يفترقا .( حديث نبوي )
يعني : متبايعين تا زماني که از هم جدا نشده اند حق خيار دارند .
( مجله الا احکام العدليه ، ماده 4- کاتو زيان، عقود معين ، ص 46 – ماده 397 قانون مدني )

59- قاعده الکتاب کالخطاب .
يعني: نوشته مثل گفته است .
( القواعد و الفوائد ، ج 1 ص 198- دانشنامه حقوق ، ج 4 ، ص 422-437 )

60- قاعده الحرام لا يحرم الحلال .
يعني : عمل حرام بعدي ، حلال قبلي را حرام نمي کند (تهذيب الا حکام ، ج 2 ، ص 208 – ماده 1055 قانون مدني )

61- قاعده الحق القديم لا يبطله شي
يعني: چيزي نمي تواند حق به وجود آمده قبلي را از بين ببرد .
( ماده 97 قانون مدني )

62- قاعده الحق للمتقدم .
يعني : اگرکسي ابتدا اقدام به ايجاد حقي نمايد نسبت به آن بر ديگران اولويت دارد .
( ماده 142 قانون مدني )

63- قاعده الخراج با لضمان .
يعني: منافع در مقابل ضامن بودن است .
( شرح الجمله ، ج 1، ص 56 و 57 )

64- قاعده الساقط لا يعود کما ان المعدوم لا يعود .
يعني : حق ساقط شده باز نمي گردد همچنان که چيز از بين رفته حيات نمي يابد .
( تحرير الجمله ، ج 1، صص36 و 38 – بند 3 ماده 264 و مواد 289، 290 و 291 قانون مدني )

65- قاعده الصلح جائز بين المسلمين الا صلحاً احل حراماً و حرم حلالاً .
يعني: عقد صلح بين مسلمانان جايز است مگر صلحي که بخواهد حرامي را حلال کند يا حلالي را حرام نمايد .
( القئاعد الفقهيه ، ج 5 ، صص8 و 39 ماده 754 قانون مدني )

66- قاعده الشرط جائز بين المسلمين الا شرطاً احل حراماً او حرم حلالاً .
جايز يعني : شرط کردن بين مسلمانان است مگر شرطي که حرامي را حلال کند يا حلالي را حرام نمايد .
( تحرير الجمله ، صص 75 و 76- ماده 232 قانون مدني )

67- قاعده الشرط الفاسد ليس بمفسد .
يعني : شرط فاسد عقد را باطل نمي کند .
( القواعد الفقهيه ، ج 4 ، صص 200 ، 217 ، 218 – ماده 232 قانون مدني )

68- قاعده الطلاق بيد من اخذ بالساق .
( حديث نبوي ) يعني : طلاق به دست کسي است که عقد به دست اوست .( مرد)
( حقوق خانواده ، محقق داماد ، صص136 و 137 – ماده 1133 قانون مدني )

 

69- قاعده اکل مال به باطل .
متن : يا ايها الذين امنو لا تا کلو اموالکم بينکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم...( نساء /29 )
يعني : اموال يکديگر را به ناحق نخوريد مگر اين که بر اساس تجارتي رضايت آميز باشد .

70- قاعده المومنون عند شروطهم . ( حديث نبوي )
يعني : مومنان به شرطهايشان پايبندند .
( محقق داماد ، قواعد فقه ، بخش مدني 2 ، ص 37 )

71- قاعده نهي النبي عن الغرور . ( حديث نبوي )
يعني معامله غرري ( زيان آوري که نتيجه آن نامعلوم است ) باطل است .
( دکتر محمدي ، مباني استنباط حقوق اسلامي ، ص 94)

72- قاعده اوفوا بالعقود . ( متنده /1 )
يعني : به پيمانها و قراردادهاي خود وفا کنيد .
( ماده 10 قانون مدني )